این روزها پس از چالش های موجود از موج فزاینده گرانی و تورم دو خبر جالب و مرسوم چالش های جدیدی را در جامعه ایرانیان داخل و خارج از کشور به وجود آورد که تا حدی موجب فروکش کردن چالش های مرتبط با گرانی شد.خبر اول سخرانی فردی موسوم به عباس پالیزدار که خود را عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی معرفی نموده می باشد که در آن وی با افشا نمودن فساد مالی ۵۲ نفر ار مسئولین کشور که چهره های سیاسی و مذهبی و مراجع و امام جمعه هایی به چشم می خورد که در نوع خود منحصر به فرد می باشد. در واکنش به این اتهامات مقامات مسئول به جای رفع ابهامات و پاسخگویی وی را روانه زندان نموده و اتهامات زیادی را به وی وارد نمودند.حال نکته مهمی که مطرح میشود این است که چه کسی به اتهامات وارده به این افراد پاسخ خواهد داد و چرا افراد متهمی که نام برده شده اند تا کنون مدرک مستدلی در رفع اتهام ارایه نکرده اند؟و چرا مسئولین به جای پاسخ دادن به ابهامات و اتهامات سعی در مخدوش نمودن شخصیت حقیقی و حقوقی وی نموده اند؟با تو جه به اقدامات مسئولین و دستگاه قضایی ابن شبهه در ذهن خرد جمعی ظهور میکند که جهت جلوگیری از افشا گری بیشتر وی و با توجه به در دست داشتن مدرک معتبر بهترین شیوه جهت جلو گیری از ادامه افشاگری باز داشت و دور از دسترس قرار گرفتن وی می باشد!نکته جالبتر اینکه گفته اند وی نیز پرونده فساد مالی داشته که با توجه به عضویت وی در کمیته تحقیق و تفحص آدمی را ناخودآگاه به یاد ضرب المثل( هرچه بگندد نمکش میزنند./ وای به روزی که بگندد نمک) و اقدامات مسئواین نیز به نوعی غذر بد تر از گناه می باشد.!آیا وی نیز به واجبی نیاز پیدا میکند و یا از عوامل دست نشانده شیطان بزرگ خواهد بود؟ اینها سوالاتی است که گذر زمان پاسخ آن را خواهد داد!
و خبر دوم مربوط به تحرک جنسی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد . که این موضوع نیز در جامعه ما این روز ها به شکل های گوناگون مرسوم بوده که نیاز به کالبد شکافی اجتمایی جامعه ما دارد که خود به تنهایی مجال بیشتری را میطلبدو به طور خلاصه به نظر نگارنده محصول نوع نگرش حکومت به انسان به عنوان اشرف مخلوق بودن و تبدیل افراد به فرشته می باشد که ابعاد حیوانی و غرایز انسان به ورطه فراموشی سپرده شده و این گونه تمایلات به خاطر زشت پنداشتن آن /مجال بروز در ظرفییت زمانی و مکانی خود را نمی یابد.(هرم مازلو) یادآوری یک نکته نیز خالی از لطف نیست آن هم معیار های گزینش افراد در کشور ما که قابل سنجش نیست و هیچ کدام از معیار های جهانی و اجتمایی و روانی در آن منظور نشده است
یکی از دلایل مصرف بی رویه نوع بسته بندی می باشد که به خاطر ارزان بودن ان برای تولید کننده بسته بندی بهتر مقرون به صرفه نبوده و با توجه به دریافت یارانه در این بخش نیازی به بسته بندی استاندارد احساس نمی شود و با توجه به تقاضای بازار به علت ارزانی و مصرف نا درست تولید کننده نیازی به رقابت در تولید از نظر بسته بندی و کیفیت نمی بیند این روز ها معضلاتی در عرضه پودر رختشویی در بازار بوجود آمده که از دلایل عمده آن عدم اطلاع رسانی به موقع و برنامه ریزی درست می باشد. با این توصیف نقش مردم در به وجود آمدن این معضل نقشی اساسی است.این سالها به رغم تبلیغات دینی و اسلامی متاسفانه مردم نه به دستورات دینی پایبند می باشند و نه اخلاق که این برای جامعه ای که ادعای اسلامی بودنش گوش جهانیان را کر نموده است جای بسی تاسف دارد و نشان از عملکرد ناصحیح مبلغان حکومتی دارد که اگر چاره ای اندیشده نشود فاجعه عظیمی خواهد بود که نه فقط دین و مذهب به ورطه فراموشی خواهد رفت بلکه اخلاق نیز پایمال خواهد شد.
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار
سر خورده ایم ، فکر میکنیم سر خورده ایم
عجب ملتی هستیم کاری را که خودمان نکردیم گردن دیگران می اندازیم یادمان رفت که سید در دانشگاه تهران در سالگرد دوم خرداد چه گفت؟
مگر نگفت به جای انکه اسطوره بسازید و دنبال ناجی و قهرمان باشید خودتان و یه قدرت و خرد جمعی متکی باشید،
چه غریبانه حماسه دوم خرداد را در پشت رشادت سوم خرداد پنهان کردند و ما چه کردیم .خاتمی و دیگران به همت ما آمدند و از رخوت ما رفتند همیشه تاریخ ما انجا که با ید حاضر باشیم به خواب می رویم چه گونه ملتی هستم با خاتمی دست می زنیم
دنبال خر دجال هلهله کنان می دویم و ......... ؟ چه گونه جماعتی هستیم
نفت ما را می دهند و پرتقال گندیده وارد می کنند دم بر نمی اریم و باز هم می گوییم خاتمی اعتماد ما را به یاس تبدیل کرد. بعد از بازی فوتبال چنان میکنیم که باید در حمایت از کوی دانشگاه می کردیم انچه را که معلمان برای حقوقشان کردند باید در حمایت از تحسن نشینان مجلس ششم میکردند ملت غریبی هستیم و چه غریبانه دوم خردادمان را فراموش کردیم اما چهار شنبه سوری را بعد از چندین هزار سال فراموش نکرده ایم . چقدر ما به داینا سورها و فصیل های تاریخی افتخار می کنیم اما خودمان را باورنداریم!
چه ناشیانه کشته خویش را به وقت درو فراموش می کنیم